السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

73

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

19 - روايت ابوالربيع ابن‌سبع كلاعى وصّابى گويد : از او ( يعنى از علىّبن‌ابىطالب رضىاللَّه‌عنه ) روايت شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على از نور واحدى آفريده شديم . آن نور بر روى عرش ، خداوند را تسبيح مىكرد ، دو هزار سال پيش از آن كه پدرمان حضرت آدم آفريده شود . هنگامى كه آفريده شد ، در صلب او جاى گرفتيم . آن‌گاه ، از صلب‌هاى گرامى به رحم‌هاى پاك منتقل شديم تا اين كه در صلب عبدالمطّلب جاى گرفتيم . و بعد به دو نيم تقسيم شديم : مرا در صلب عبداللَّه و على را در صلب ابوطالب قرار داد ، مرا براى پيامبرى و على را براى شجاعت و علم و فصاحت برگزيد . براى ما نام‌هايى از اسامى خود جدا ساخت . خداوند محمود است و من محمّدم ، خداوند اعلى است و اين على . » اين حديث را ابن‌اسبوع اندلسى در كتابش « الشفا » آورده است . « 1 » شرح حال او ابن‌سبع صاحب كتاب « شفاء الصدور » ، از بزرگان حافظان اهل سنّت و دانشمندان بزرگ آن‌ها است ، چنان‌كه از شرح حال او ظاهر مىشود . و اينك برخى از عبارات و كلماتى كه درباره‌ى او گفته شده است : 1 - ذهبى گويد : كلاعى امام عالِم ، حافظ برجسته ، محدّث اندلسى و فرد بليغ آن ديار ، ابوالرّبيع . . . عنايت تمامى به تقييد « 2 » و روايت داشت ، در فن حديث پيشوا بود و به آن بصيرت داشت . حافظ جامع و عارف به جرح و تعديل بود . تاريخ تولّدها و وفيات را مىدانست و در اين ويژگى و در حفظ اسامى رجال - به ويژه رجال متأخّر و معاصر خودش - بر تمام دانشمندان زمانش سبقت گرفت . كتاب‌هاى بسيارى نوشت ، خطّش

--> ( 1 ) . الاكتفاء فى فضائل الاربعة الخلفا خطّى ، دركشف الظنون 2 : 1050 . اسم‌كتاب « شفاء الصدور » آمده است . ( 2 ) . اصطلاح « تقييد » ، از حديث شريف نبوى گرفته شده است كه فرمود : « قَيِّدوا العلم بالكتابة : علم را بانوشتن تقييد كنيد . » يعنى در بند نماييد . ( مترجم )